فرايندها :

براي مشخص كردن فرايندها به روشهاي زير عمل مي كنيم

– فرايند اصلي ارائه خدمت را تعيين مي كنيم .فرايندهاي فرعي هر يك از مراحل فرايند اصلي را فهرست مي كنيم .

– اقداماتي را كه براي انجام هر وظيفه انجام مي گيرد ، فهرست مي كنيم

هريك از اقدامات شامل يك يا چندين فرايند باشد .

– كليه كارهايي را كه در واحد مربوطه انجام مي گيرند ، فهرست مي كنيم .<>هر يك از كارها ممكن است شامل يك يا چندين فرايند باشد

– از مشتریان در مورد خدمتي كه دريافت كرده اند مي پرسيم فعاليتهايي را كه براي ارائه انجام میگیرد فهرست مي كنيم .

هر يك از فعاليتها شامل يك يا چندين فرايند باشد

نگاهي کلي به چگونگي استقرار سيستم مديريت کيفيت

به طور کلي براي اجراي نظام مديريت کيفيت بر اساس استاندارد هاي ISO 9000 به ترترتيب زير است :

_ ايجاد ارتباط و انتخاب مميز شخص ثالث:

براي دريافت گواهينامه لازم است سيستم مديريت کيفيت و چگونگي استقرار آن توسط يکي از مميزان مستقل (شخص ثالث )مورد ارزيابي قرار گيرد . گواهينامه ISO 9000 براي سه سال اعتبار دارد .

_ مميزي شخص ثالث :

کارکنان بايستي اطلاعات و انتظارات مميزان را براي ارزيابي و چگونگي انجام مميزي را اطلاع داشته باشند .

– ارائه گواهينامه:

سازمان بايستي استراتژي خود را براي استفاده بهينه از گواهينامه ISO 9000 مشخص و برنامه مناسب را تدوين و اجرا نمايد .


مديريت کوکائيني:

در بحث مديريت نقش مديران بعنوان رهبر و کنترل کننده از اهميت قابل ملاحظه اي برخوردار است.

جهت دستيابي به سازماني موفق و کارآمد که در آن کارکنان خلاق بعنوان کليدي ترين و مهمترين منابع سازماني محسوب مي گردند.

محيطي آرام، سالم و بدون تنش مورد نياز است؛ و اين موهبت از سوي مديراني لايق و آگاه از دانش روز مديريت حاصل مي گردد.

نگاه دیگربه مديريت زماني احساس میشود که مي تواند دلیل از هم پاشیدگیه کارمندان و ضعف شده ودر آخراز هدف اصلي دور مي کند.


مديران در جهت تحقق اهداف سازماني گام بر مي دارند

در عين حال نقش آنان در حفظ و تعالي سازماني و اثر بخشي مورد تاکيد تمامي علماي مديريت بوده است.

ازآنجايي که تفکر استراتژيک مديريتي روي نظم بخشيدن به آشفتگي تاکيد بسيار دارد وليکن در برخي از سازمانها ديده ميشود .

که مديران نه تنها تحقق اثر بخش و کارآيي را دنبال نمي نمايند بلکه عملکردي سوء و آنهم به شکل تخريبي بنيادي در تمامي ساختارها و شالوده سازماني را پي مي گيرند.

در واقع گويا طرح ريزي سازماني با هدف نابودي تعيين شده است.


مديريت کوکائيني:


کوکائين از گروه مواد غير افيوني و از گياه Erythroxyloncoca است پس از يک بار مصرف وابستگي شديدي ايجاد مي کند و تيک عصبي، تشنج و عوارض قلبي و تورم و خون ريزي و زخم مخاط بيني و سردرد و کاهش وزن را بدنبال داشته

که عمدتاً موجب بدبيني و عدم تمرکز و اضطراب و بي تفاوتي و حتي عصبانيت موردي، رفتارهاي اجباري و اختلال در عملکرد شغلي و اجتماعي و … مي گردد.
در واقع اين ماده در تمامي سطوح جسم تخريب را فراهم مي آورد؛ چون اين تخريب در مغز اثرات جبران ناپذير در تمامي جوارح را بدنبال دارد. متاسفانه در سيستم مديريتي، در بررسي گروهي از مديران، رفتاري کوکائيني را درارزيابي عملکردي آنان مشاهده مي نمائيم.

اين گونه مديران با برخوردهاي ذهني به اعمال سلائق شخصي پرداخته و عمدتاً عقلانيت فردي آنان و فقدان دانش روز مديريت موجبات نابودي و اضمحلال سازمان را موجب مي گردند.

اين گروه مديران بواسطه عدم حمايت از نيروي انساني خود

فشار رواني و استرس زيادي را بر آنان تحميل کرده و از آنجايي که خود فاقد تعلق سازماني هستند، بي تفاوتي را هم در بين پرسنل دامن مي زند که آنان نيز باري به هر جهت مثل مديران کار را پيگيري نمايند.

زير سوال بردن صلاحيت کارکنان از سوي اين دسته از مديران ناشي از عدم تناسب شغل و شاغل در انتصاب مديران بوده، بطوري که کساني که از بيرون به سازمان نگاه مي کنند شيوه مديريت آنان را رفع تکليف دانسته و رفتاري غير مسئولانه را از آنان در مي يابند.

مديران تنگ نظر محيطي جهنمي بدبينانه را براي کارکنان فراهم مي آورند.

بطوري که محيط ناسالم و نا امن بگونه اي خواهد بود که تمامي کارکنان همچون مديران به منظور حفظ خود به ترور شخصيت سايرين مي پردازند و تداوم مديريتي اين مديران فاقد کارآيي و اثر بخشي، محيطي توام با خستگي مخاطره آميز را بدنبال مي آورد.

و دستور پذيري و وابستگي موجبات تداوم مديريتي آنان مي در بررسي هاي بعمل آمده پيرامون رفتار اين مديران ميتوان به اين نکته اشاره داشت که آنان براي فقدان بهره وري مجموعه تحت مسئوليت خود، ادعاي نالايق بودن کارکنان خود را نموده و به اين دست آويز تاکيد بسيار دارند در حالي که مديريت در عملکرد شغلي کارکنان و سازمان اختلال ايجاد مي کند .

و اين مديران تنگ نظر که محيط کاري را ناسالم مينمايند عمدتاً فاقد دانش و آگاهي لازم از شيوه هاي رفتاري با پرسنل مي باشند به گونه اي که با ايجاد محيط بيم و هراس براي کارکنان سعي در حفظ و بقاي سازماني و ماندگاري بر اريکه قدرت از طريق دامن نزدن کارکنان به عدم کارآيي و عدم شايستگي آنان را خواهند داشت.

اندرسون مدير اجرايي انجمن انگيزش اعتقاد دارد:

که منفي گرايي که ناشي از بدبيني کارکنان همچون شعله تمامي سازمان را در بر مي گيرد

در کوتاه مدت ايجاد ترس در کارکنان موجب عدم رويارويي مديران و کارکنان گرديده و چرخه اقتصادي سازمان راشکننده میکند

در بلند مدت بواسطه بقاي اين گروه مديران و عدم تغييرات بنيادي و خروج کارکنان متخصص که با چنين روش مديريتي مخالفت دارند .

دلسردي ساير کارکنان که زمينه جدايي آنان از سازمان فراهم نيست مرگ سازمان را با وجود تداوم کار و اهداف اوليه به دنبال در واقع ماموريت سازمان مورد نظر هنوز ابطال و يا معکوس نگرديده و تداوم عمليات آن باقي و امکان پذير است.

شروع بحران عملکرد اين گروه از مديران

فرو ريزي بخشهاي کوچکتر نمودار سازماني و ادغام آن با بخشهاي مجاور را خواهد داشت.

زنگ خطر

نيروهاي متخصص از مجموعه جدا ميگردند و اين گروه مديران سازمان را تسريع مي کنند.

در واقع عدم بازنگري صحيح و تغييرات در سازمان تفصيلي به منظور حفظ اين گروه مديران و جذب بي رويه نيروي انساني غير کارآمد و خروج پرسنل با تجربه و کارآمد و جابجايي مکرر در بدنه کارشناسي موجب مي گردد .

که نيروهاي خلاق در صورت بقا در سازمان مستهلک گردند و سازمان بعنوان محلي براي کارآموزي ضمن کار و کسب تجربه شود و اثر بخشي و کارآيي فراموش شده است که بايد به اين مهم اهتمام ورزيد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.