ترفندهایی وجود دارند که بر سرعت و کیفیت این تحول می‌افزایند و رهبران بزرگی را که از نعمت جوانی و خلاقیت برخوردارند به جهانیان معرفی می‌کنند.

مدیران تازه باید چیزهای زیادی را بیاموزند

1: از پتانسیل‌ برای برآورد ساختن انتظارات بهره ببرید

مدیران جوان و تازه‌کار باید به آن توجه کنند این است که شرکت ایده‌آل و بی‌نقص به هیچ عنوان وجود خارجی ندارد و چه بخواهیم

یک سری کمبودها و ضعف‌ها در هر شرکتی وجود دارد و باید با آنها کنار آمد.

در این میان وظیفه بزرگ برعهده ی مدیر شرکت قرار میگیرد و آن استفاده بهینه از پتانسیل‌ها و امکانات موجود است.

در هفته‌ها و ماه‌های اول فعالیت مدیریتی‌تان با واقعیتی به نام کمبود امکانات و کارکنان بی‌نقص مواجه شدید

خود را دسته کم نگیرید و به جای نالیدن از نداشته‌ها به داشته‌هایتان قناعت کنید و از آنها حداکثر استفاده را ببرید.

با جابه‌جایی‌های هوشمندانه در پست‌ها و شناخت توانایی‌های نهفته و پنهان کارکنان

استفاده بهینه‌تری را از نیروی کار تحت امر خود صورت دهید.

چنین رویکردی را می‌توان در مربیان فوتبال مشاهده کرد:

با تعویض مربی یک تیم در میانه فصل و ورود مربی جدید و از طریق جابه‌جایی بازیکنان در پست‌های جدید

یک تیم آخر جدول به مقام قهرمانی پایان فصل رسیده است.

2: شفافیت را سرلوحه همه کارهایتان قرار دهید

کارمند وارد حوزه مدیریت به اطلاعات زیادی راجع به شرکت دسترسی ندارد و مسوولیتی بابت اطلاع‌رسانی و شفافیت اطلاعاتی متوجه شما نبود.

باید به یاد داشته باشید که شفافیت و اطلاع‌رسانی درست و به موقع به کارکنان از جمله مهم‌ترین عوامل ایجاد کننده اعتماد در درون سازمان‌هاست.

بنابراین حتما به شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها و اقداماتتان در درون سازمان توجه داشته باشید.

دانستن حق کارکنان است و آنها از مسائل و مشکلات و فرصت‌ها اطلاع داشته باشند با شما همکاری می‌کنند.

در غیر این صورت فقط برای شما کار می‌کنند و نه همکاری.

کارمندان هنگامی که تصویری بزرگ و کامل از واقعیت دارند حداکثر همکاری و همیاری را با مدیران از خود نشان می‌دهند .

به شدت از پنهان‌کاری مدیران بیزارند.

3: با اعضای تیم‌تان روابط قوی و دائمی برقرار کنید

مدیران تازه‌کار اصراربر فاصله گرفتن از کارمندان یا کارگران دارندو به اصطلاح «آدم حساب نکردن» آنها مربوط می‌شود.

وجود چنین شکافی بین مدیر و کارکنان به هیچ عنوان پذیرفتنی و توجیه‌پذیر نیست و به شدت به بهره‌وری و راندمان کاری لطمه می‌زند.

کارمندان کمی هستند که به صورت خودجوش و داوطلبانه برای ایجاد رابطه با مافوق خود اقدام کند.

پس سعی کنید در اولین فرصت ممکن رابطه‌ای صمیمانه و هدفمند با کارکنانتان برقرار کنید و آن را استمرار ببخشید.

تاکید بیش از حد بر مسائل کاری شمارا به مدیری تبدیل می‌کند که فقط به خرده‌کاری‌ها و مسائل جزئی توجه دارد و از مسائل کلان کاری دور می‌ماند.

شناخت هرچه سریع‌تر کارکنان و توانمندی‌های آنها می‌تواند از سازمانی با کارکنان معمولی و دارای توانایی‌های متوسط، مجموعه‌ای قدرتمند و موثر بسازد.

4: کارهای خوب کارکنانتان را حتی اگر کوچک هستند، ببینید

کارکنان شما با نهایت توان‌شان برای شما کارمیکنند در صورتی که به کارهای خوب آنها حتی اگر کوچک و بی‌اهمیت هستند،توجه کنید و بیان کنید.

با این کار فرهنگ سپاس را در درون مجموعه تحت مدیریتتان رواج می‌دهید و افرادتان را به‌کار بیشتر و بهتر سوق می‌دهید.

تشکرکردن از کارکنان و اعلام علنی عملکردهای مطلوب افراد نه‌تنها به جایگاه و نظم کاری آنها ویک مدیر لطمه نمی‌زند، بلکه بر ارج و ارزش آنها می‌افزاید.

ترفند شماره 5: از دیگران بازخورد بگیرید، اما سبک مدیریتی خودتان را داشته باشید.

هر مدیر جوان و کم تجربه‌ای دوست دارد از تجربیات و نظرات مدیران باسابقه‌ای که در اطرافش حضور دارند استفاده کند و خیلی زود به مدیر پخته‌ای تبدیل شود.

تقلید کردن از مدیران اثر مثبت چندانی بر کیفیت مدیریت مدیران جوان داشته باشد

چرا که از یک سو آنها را به مدیران تقلید کن و فاقد شخصیت مستقل تبدیل می‌کند و از سوی دیگر آنها را دچار شکست‌‌های سنگینی می‌کند

پیتر دراکر :

«تکرار چیزیکه در گذشته موجب موفقیت شما شده، در آینده به احتمال زیاد به شکست‌تان خواهد انجامید.»

بنابراین حتما و در اولین فرصت ممکن نسبت به طراحی و اجرای سبک مدیریتی منحصربه‌فردتان اقدام کنید و برای این کار هیچ‌گونه تردید و نگرانی به خود راه ندهید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.